تبليغاتX
.::چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم::.

.::چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم::.

...یه کلبه عاشقونه واسه هرکسی که عشق واقعی داره...

 

در رویاهایم دیدم كه با خدا گفتگو می كنم
خدا پرسید پس تو میخواهی با من گفتگو كنی؟

من در پاسخش گفتم:

اگر وقت دارید. خدا خندید و گفت وقت من بی نهایت است.

 در ذهنت چیست كه می خواهی از من بپرسی؟
پرسیدم چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد؟

 خدا پاسخ داد: كودكی شان.

اینكه آنها از كودكی شان خسته می شوند

 و عجله دارند زود بزرگ شوند

 و بعد دوباره پس از مدت ها آرزو می كنند كه كودك باشند...

اینكه آنها سلامتی شان را از دست می دهند تا پول بدست آورند

 و بعد پولشان را از دست می دهند تا سلامتی شان را بدست آورند

 اینكه با اضطراب به آینده نگاه می كنند

 و حال را فراموش می كنند

 و بنابراین نه در حال زندگی می كنند نه در آینده

اینكه آنها به گونه ای زندگی میكنند كه گویی هرگز نمی میرند

 و به گونه‌ای می میرند كه گویی هرگز زندگی نكرده‌اند...

+نوشته شده در پانزدهم آذر 1388ساعت21:57توسط سحر & نیلوفر | |

آرزو.....                                                                                                                       
 
آرزوی من اینست
که دو روز طولانی
درکنار تو باشم فارغ از پشیمانی
آرزوی من اینست
یا شوی فراموشم
یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم

آرزوی من اینست
که تو مثل یک سایه
سر پناه من باشی
لحظه تر گریه

آرزوی من اینست
نرم و عاشق و ساده
همسفر شوی با من در سکوت یک جاده
آرزوی من اینست
هستی تو من باشم
لحظه های هوشیاری مستی تو من باشم

آرزوی من اینست
تو غزال من باشی
تک ستاره روشن در خیال من باشی
آرزوی من اینست
در شبی پر از رویا
پیش ماه و تو باشم
لحظه ای لب دریا

آرزوی من اینست
از سفر نگویی تو
تو هم آرزویی کن
اوج آرزویی تو
آرزوی من اینست
مثل لیلی و مجنون
پیروی کنیم از عشق
این جنون بی قانون
آرزوی من اینست
زیر سقف این دنیا
من برای تو باشم
تو برای من تنها
 
 

+نوشته شده در پانزدهم آذر 1388ساعت21:47توسط سحر & نیلوفر | |

 

ميدانم
دلت تنگ است ميدانم
قلبت شكسته است مي دانم
زندگي برايت عذاب است ميدانم

*

دوري برايت سخت است ميدانم 

 اما

براي چند لحظه آرام بگير عزيزم

*
گريه نكن كه اشكهايت حال و هواي مرا نيز باراني مي كند

گريه نكن كه چشمهاي من نيز به گريه خواهند افتاد

ارام باش عزيزم

دواي درد تو گريه نيست!

*

بيا و درد دلت را به من بگو تا آرام بگيري

با گريه خودت را آرام نكن!

*

با تنهايي باش اما اشك نريز

درد دلت را به تنهايي بگو زماني كه تنهايي!

*

گريه نكن كه اشكهايت مرا نا آرام ميكند

گريه نكن چون گريه تو را

به فراسوي دلتنگي ها ميكشاند

*

گريه نكن كه چشمهايم طاقت اين

را ندارند كه آن اشكهاي پر از مهرت را بر روي گونه هاي نازنينت ببينند

و دستهايم طاقت اين را ندارند كه اشكهاي چشمهايت را از

گونه هايت پاك كنن

+نوشته شده در پانزدهم آذر 1388ساعت21:35توسط سحر & نیلوفر | |

1- جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه كنید.

2- دست كم روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود

و نیز چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره‌ ی آرامش است، با زور

نمی‌ توان آن را ایجاد كرد، باید زمانی كه فرا رسید آن را بپذیرید. اگر برایتان

امکان دارد دست كم روزی یك ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید.

3- افراد آرام به خود می ‌گویند كه برای تغییر گذشته كاری نمی ‌توان كرد،

آنگاه از فكر ادامه زندگی لذت می ‌برند.

4- وقتی احساس می ‌كنید كه سرتان پر از فكرهای جور و واجور است

و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آنها را پاك كنید.

5- اگر نتوانید كسی را ببخشید، افكار خشمگین‌ تان شما را برای

همیشه با این افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن دیگران، باعث آرامش

می ‌شود.

6- آرامش را از كودكان بیاموزید، ببینید كه چگونه در همان لحظه‌ ای

كه هستند، زندگی می‌ كنند و لذت می ‌برند.

7- از همان كه هستید راضی باشید، در این صورت احساس آرامش

بیشتری می‌ كنید.

8- هرچه اكسیژن بیشتری به شما برسد، آرام‌ تر خواهید شد، خوب

است در محل كار و زندگی خود گیاهی نگه دارید.

9- مهم نیست كه با شما مؤدبانه برخورد كنند یا نه، برخورد مؤدبانه‌ ی

شما، باعث ایجاد آرامی و احساس خوبی در شما خواهد شد.

10- سرعت حركت شما با احساستان رابطه‌ ای مستقیم دارد، آرام

راه بروید و حركات بدن خود را آرام ‌تر كنید، طولی نمی‌ كشد كه آرام

خواهید شد. گاهی می ‌توانید برای رسیدن به آرامش، دراز بكشید،

عضلات خود را شل كنید و به هیچ چیز فكر نكنید.

11- با حركات آرام و صحبت كردن شمرده، احساس آرامش را به جمع

منتقل كنید. آیا تا به حال فرد آرامی را دیدید كه با صدای بلند صحبت كند؟

12- با شوخ طبعی به آرامش خود كمك كنید.

13- راحتی، یكی از عناصر مهم آرامش است، مثل دمای مناسب

، صندلی راحت و لباس و كفش راحت

• هر چند وقت یك بار ساعتتان را کنار بگذارید و خود را از فشار زمان نجات دهید.

• در آوردن كفش‌ها به كاهش فشار عصبی كمك می‌كند.

• فشردن یك توپ كوچك، تنش‌های عصبی‌ را كه در انگشتان و

دست‌های شما متمركز شده‌اند، خالی می ‌كند.

• لباس‌های گشاد و راحت، باعث ایجاد راحتی و احساس آرامش می‌ شود.

14- لحظه‌ های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عكس و فیلم بگیرید،

سپس بیشتر وقت‌ها آنها را به یاد آورید و درباره‌ شان فكر كنید و لذت ببرید.

15- هوای دریا، آب شور و صدای امواج، همگی باعث آرامش می ‌شوند،

مسافرت به سواحل دریا را فراموش نكنید. تماشای ماهی‌ ها مثل خیره

شدن به دریا، در شما ایجاد آرامش می ‌كند، زیرا ماهی‌ها آرام شنا

می ‌كنند و آرام تنفس می‌ كنند.

16- آهسته غذا خوردن و جویدن، باعث تجدید قوای فكری و احساس آرامش

خواهد شد.

17- برای تأثیر بیشتر و رسیدن به آرامش، در خود متمركز شوید و آرام نفس بكشید.

18- تمرین كنید كه آرامتر از حد معمول صحبت كنید، این كار خود به خود ضربان

 قلب و تنفستان را كم می‌ كند و به شما اجازه می‌دهد، ذهن و فكرتان

را از بسیاری مسائل پاك كنید.

19- اگر به عقاید مذهبی و معنوی پایبند باشید، به یكی از با افتخارترین

روش‌های رسیدن به آرامش خاطر رسیده ‌اید، آنگاه می‌ توانید بگویید،

الا بذكر الله تطمئن القلوب . اگر از خدا دور افتاده‌اید، اكنون زمان آشتی

است. داشتن یك تكیه‌ گاه معنوی در حد تعادل موجب آرامش می ‌شود.

20- احساسات و مشكلات  خود را به دیگران بگویید و آرامش بیشتری

 احساس كنید.

21- یكی از مهمترین مهارت‌ها در آرام بودن، فكر نكردن به مسائل كوچك

 است، دومین مهارت، كوچك شمردن تمام مسایل است.

22- شاد كردن دیگران، موجب آرامش می‌ شود. نمی ‌دانید چه لذتی دارد

پول رستوران امشب را با توافق سایرین به یك كارتن خواب هدیه دهید.

 قدردانی كنید. دیگران را برای لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهید،

لطف كه وظیفه نیست!

23- اگر می‌ دانستید كه : «سیگار كشیدن + ورزش نكردن =

 ا سترس ، اضطراب  و حذف آرامش»، هرگز سیگار نمی‌ كشیدید

 و ورزش  كردن را به تعویق نمی‌ انداختید.

. برگرفته از وبلاگ http://javanbemanid.blogfa.com/

+نوشته شده در هفدهم مرداد 1388ساعت23:19توسط سحر & نیلوفر | |

  دوست داشتن  می خوام بدونی اسمت همـیشه رو لبامه دوست داشتن

  دوست داشتن    می خوام بدونی چـشمـات آیینه ی نـگامه دوست داشتن

    دوست داشتن  می خوام بدونی قلـبم واسـه تـو بی قرارهدوست داشتن

    دوست داشتن  می خوام بدونی شـعرام ترانه ی چـشـاته دوست داشتن

  دوست داشتن     می خوام بدونی بی تو اشکم داره میباره دوست داشتن

   دوست داشتن    می خوام بدونی دسـتات پـنـاه این خـراب دوست داشتن

  دوست داشتن     می خوام بدونی لبهام تشنه بوسـه هات دوست داشتن

   دوست داشتن   می خوام بدونی خورشید پیش توچو ماهه دوست داشتن

+نوشته شده در بیست و ششم تیر 1388ساعت21:48توسط سحر & نیلوفر | |

حالا که از تو دورم
بذار که حرف دلمو بيارم به زبونم
بذار بگم که اگه من اون سر دنيا باشم
اگه من شاد باشم يا که غمگين باشم
اگه خنده رو لبام موج بزنه
يا که اشک از گونه هام چکه کنه
اگه در خواب باشم يا که بيدار باشم
اگه تو جمع باشم يا که تنها باشم
من فقط لحظه هارو به ياد تو ميگذرونم
اگه من شاد باشم دليل شاديم تويي
اگه غمگين باشم دليل اين غم تويي
اگه خنده رو لبام موج بزنه درياي مواج تويي
اگه اشک از گونه هام چکه کنه ابر بهاري تويي
اگه تو خواب باشم بدون تو رو خواب ميبينم
اگه بيدار باشم ميخوام کنار تو باشم
اگه تو جمع باشم حرف تورو پيش ميکشم
اگه تنها باشم ميخوام به ياد تو باشم
اگه تمام زندگيمو من به ياد تو ميگذرونم
در عوض از تو فقط يه چيز ميخوام
ميخوام که حس خوبتو راهي قلب من کني
ميخوام که توي شاديات يه لحظه ياد من کني

+نوشته شده در بیست و ششم تیر 1388ساعت21:46توسط سحر & نیلوفر | |

عشق يعني خاطرات بي غبار

 
دفتري از شعر و از عطر بهار


عشق يعني يك تمنا , يك نياز


زمزمه از عاشقي با سوز و ساز


 
عشق يعني چشم خيس مست او


زير باران دست تو در دست او


عشق يعني ما ه تب از يك نگاه


غرق در گلبوسه تا وقت پگاه


عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق


گرمي دست تو در آغوش عشق


عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "


تا سحر از عاشقي با او بخوان


عشق يعني هر چه داري نيم كن


از برايش قلب خود تقديم كن 


و حرف من اين است


" آري....هنوز هم دوستت دارم...."

+نوشته شده در بیست و سوم تیر 1388ساعت18:25توسط سحر & نیلوفر | |

کاش می توانستم در روزهای نبودنت ، نفس کشیدن را بر خود حرام کنم و نبینم این روزهایی را که آرزوی زودتر گذشتنش را می کنم !

و آنگاه بود که باز هم طعم لذت بخش زنده شدن با گرمای وجودت را حس می کردم .
چه حس آشنایی ! و چه تنهایی آزار دهنده ای .... !!
این اولین دلتنگی هایی نیست که لحظه به لحظه اش را با امید به « آینده ای نامعلوم » سر می کنم .
تا کنون سرنوشتی برایم رقم خورده است که  دلتنگی را پُر رنگ می نویسد  ، با همان شیرینی ها و تلخی هایش.
نمی دانم ادامهء رشته ی این نوشته را با « کاش می شد » ها ادامه دهم یا با احساسات غریب و آشنایم .
« کاش می شد » هایی که نوشتنش برای دل ِ تنگم و فکر تشنه ام آسان است و یا احساساتی که « تو » با غریبه هایش هم آشنایی .
اما براستی کاش میشد که بودی ، تا آغوش مهربانت را بر زخم ِ نمک خورده ی دلتنگی هایم مرهم کنم ...
و یا ای کاش بودی تا دیگر دلتنگ نبودن هایت نباشم .
ای کاش ..... !!!

+نوشته شده در بیست و هشتم فروردین 1388ساعت15:11توسط سحر & نیلوفر | |

+نوشته شده در بیست و هفتم فروردین 1388ساعت22:48توسط سحر & نیلوفر | |

آموخته ام ... که بهترین کلاس درس دنیا، کلاسی است که زیر پای پیرترین فرد دنیاست .
آموخته ام ... که وقتی عاشقید، عشق شما در ظاهر نیز نمایان می شود .
آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی .
آموخته ام .... که داشتن کودکی که در آغوش شما به خواب رفته، زیباترین حسی است که در دنیا وجود دارد .
آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است .
آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت .
آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم .
آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم .
آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی .
آموخته ام .... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است .
آموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند .
آموخته ام ... که پول شخصیت نمی خرد .
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند .
آموخته ام .... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم .
آموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد .
آموخته ام ... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان .
آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد .
آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم .
آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم.
آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد.
آموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم .
آموخته ام .... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.
آموخته ام ... که نمی توانم احساسم را انتخاب کنم، اما می توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم.
آموخته ام ... که همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند، اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستید .
آموخته ام ... که بهترین موقعیت برای نصیحت در دو زمان است: وقتی که از شما خواسته می شود، و زمانی که درس زندگی دادن فرا می رسد .
آموخته ام ... که کوتاهترین زمانی که من مجبور به کار هستم، بیشترین کارها و وظایف را باید انجام دهم .

+نوشته شده در بیست و هفتم فروردین 1388ساعت22:24توسط سحر & نیلوفر | |